گفتهاند در روزگار واقعهی عاشورا، چشمهایی بودند که دیدند، دلهایی بودند که سوختند، و دستهایی بودند که لرزیدند؛ اما قلمهایی نیز بودند که امانتِ آن آتش را بر صفحه نشاندند. بعضی کاتبان، راویان و شاهدان، آنچه را از آن روزهای سرخ شنیدند و دیدند، ثبت کردند؛ نه برای آنکه صرفاً حادثهای در تاریخ بماند، بلکه برای آنکه حقیقتی در جان زمان جاری شود.
اگر آن قلمها نبودند، شاید بسیاری از جزئیات در غبار سالها گم میشد. اگر آن دستهای لرزان، آن دیدههای اشکآلود و آن سینههای آگاه، واقعه را به کلمه نمیسپردند، امروز ما چگونه از عطش خیمهها، از قامت نماز در میدان تیر، از وداعها، از صبر زینب، و از غربت حسین بن علی، حضرت اباعبدالله علیهالسلام، چنین آگاه میشدیم؟
پس قلم، در عاشورا تنها ابزار نوشتن نیست؛ شاهد است، امانتدار است، گریهای است که شکل حروف گرفته است. قلم، بغضی است که روی کاغذ نشسته تا نسلهای بعد بدانند حقیقت، گاهی با خون نوشته میشود و با مرکب روایت میگردد.
از آن روز تا امروز، هر چه از مقاتل، روایات، مراثی و شرحها باقی مانده، به برکت شی به نام قلم است. زبانها گفتند، دلها شنیدند، اما قلم بود که نگذاشت فراموشی بر این داغ سایه بیندازد. قلم بود که نالهی خیمهها را از مرز زمان عبور داد. قلم بود که صدای «هیهات منا الذله» را از میدان کربلا به جان قرنها رساند.
اما عارف بالله، وقتی به عاشورا مینگرد، تنها واقعهای تاریخی نمیبیند. او در عاشورا سِرّی میبیند؛ سرّ عبور از خویش، سرّ فنا در محبوب، سرّ وفاداری تا آخرین نفس. از نگاه او، حسین بن علی علیهالسلام فقط شهید مظلوم کربلا نیست؛ او سالک کامل راه خداست. کسی است که در میان غوغای قدرت، دنیا، ترس، طمع و فریب، راه را گم نکرد. او ایستاد، چون حقیقت ایستاده بود. او نرفت تا بجنگد؛ رفت تا پرده از چهرهی باطل بردارد.
راه حسین، راه هیاهو نیست؛ راه حضور است. راه او راه کسی است که درونش را از غیر خدا خالی کرده و بیرونش را وقف رضای خدا ساخته است. کسی که حسین را میفهمد، پیش از آنکه بر دشمنان بیرونی بشورد، باید با یزیدِ نفس خویش روبهرو شود؛ با آن میل پنهان به برتری، با آن ترس از تنهایی، با آن معاملهگریهای کوچک روزانه، با آن لحظههایی که حق را میشناسد اما سکوت را آسانتر مییابد.
حسین علیهالسلام به ما نیاموخت که فقط بر مصیبتش بگرییم؛ گریه بر حسین، اگر راست باشد، دل را نرم میکند تا انسان از خواب غفلت برخیزد. اشک بر او، اگر از معرفت بجوشد، جان را از قساوت میشوید. این اندوه، اندوهی سیاه و بیثمر نیست؛ حُزن عاشورا، حُزنی بیدارکننده است. حُزنی است که آدمی را از سطح زندگی به عمق معنا میبرد.
عارف میگوید: هر اشکی که تو را به صدق نزدیکتر نکند، هنوز به سرچشمه نرسیده است. هر ماتمی که تو را مهربانتر، آزادهتر، راستگوتر و پاکنفستر نکند، هنوز تمام نشده است. عزای حسین، مدرسهی تبدیل است؛ تبدیل اندوه به آگاهی، اشک به تصمیم، و محبت به سلوک.
قلم نیز در این میان مسئولیتی عظیم دارد. قلمی که از عاشورا مینویسد، نباید تنها حادثهنگار باشد؛ باید حرمت خون را بفهمد. نباید کلمه را خرج هیجانهای زودگذر کند؛ باید حقیقت را پاس بدارد. قلم عاشورایی، قلمی است که هم میگرید و هم بیدار میکند. هم مظلومیت را مینویسد و هم راه را نشان میدهد. هم از عطش میگوید و هم از آزادگی. هم از نیزهها میگوید و هم از نمازی که در ظهر عاشورا، در میان خوف و خون، قامت بست.
در مکتب حسین، انسان یاد میگیرد که حقیقت را به قیمت راحتی نفروشد. یاد میگیرد که گاهی کمبودنِ یاران، دلیل ترک راه نیست. یاد میگیرد که اگر همهی جهان در برابر انسان بایستند، اما خدا با او باشد، تنهایی معنا ندارد. عاشورا به ما میآموزد که معیار حق، جمعیت و قدرت و پیروزی ظاهری نیست؛ معیار حق، صدق نیت و استقامت در مسیر الهی است.
حسین بن علی علیهالسلام، راه را با خطبه و شمشیر تنها نشان نداد؛ با سلوک خویش نشان داد. با ادبش، با وفایش، با نماز و دعا و تسلیمش، با مهربانیاش حتی در آخرین لحظات، با آنکه دشمن را نیز از عاقبت کارش بیم میداد. او آمده بود تا انسان را از بند ذلت بیرون آورد؛ ذلت ترس، ذلت دنیاپرستی، ذلت سکوت در برابر ستم، و ذلت فراموشی خدا.
و اینجاست که قلم، اگر اهل معنا باشد، خود را در برابر عاشورا کوچک میبیند. میخواهد بنویسد، اما میفهمد که کلمه کم میآورد. میخواهد شرح دهد، اما میبیند که کربلا را نمیتوان تنها با عبارت فهمید. باید دل، اندکی کربلایی شود. باید در درون انسان، خیمهای برپا شود؛ خیمهای برای صدق، برای وفا، برای توبه، برای بازگشت.
شاید راز ماندگاری عاشورا همین باشد: آنچه در کربلا رخ داد، از جنس زمان نبود که با زمان کهنه شود. عاشورا هر سال تکرار نمیشود؛ هر سال پرده از چهرهی ما برمیدارد. هر سال میپرسد: تو کجای این میدان ایستادهای؟ قلمت با کیست؟ دلت با کیست؟ سکوتت به سود کیست؟ اشکت تو را به کدام راه میبرد؟
از نگاه عارف، انسان نیز خود کتابی نانوشته است و اعمال او قلمیاند که هر روز بر صفحهی جانش چیزی مینویسند. بعضی با قلم غفلت مینویسند، بعضی با قلم هوس، بعضی با قلم ترس. اما خوشا به حال کسی که قلم جانش را به دست حقیقت بسپارد و بر صفحهی عمرش بنویسد: من طالب راه حسینم؛ نه با ادعا، بلکه با پاکی نیت، با انصاف، با وفاداری، با دستگیری از مظلوم، با مراقبت از زبان، با نماز، با پرهیز از ظلمهای کوچک و بزرگ.
کربلا فقط میدان شهادت نیست؛ آینهی انتخاب است. هر کس در زندگی خود لحظههایی دارد که باید میان راحتی و حقیقت، میان منفعت و شرافت، میان سکوت و شهادت، یکی را برگزیند. راه حسین از همین انتخابهای پنهان آغاز میشود. شاید کسی هرگز در میدان جنگی قرار نگیرد، اما هر روز در میدان نفس خویش حاضر است. هر روز میتواند کمی حسینیتر ببیند، حسینیتر بگوید، حسینیتر ببخشد و حسینیتر بایستد.
پس ای قلم، اگر از عاشورا مینویسی، با وضوی دل بنویس. از اندوه بنویس، اما اندوهی که جان را به حرکت آورد. از خون بنویس، اما خونی که راه را روشن کرد. از خیمهها بنویس، اما خیمههایی که مدرسهی توکل بودند. از حسین بنویس، اما چنان بنویس که خواننده، بیآنکه احساس کند موعظه شده، در دل خود صدایی بشنود که او را به راستی، آزادگی و بندگی خدا فرامیخواند.
زیرا حقیقت عاشورا این است: حسین علیهالسلام نیامد تا تنها در تاریخ بماند؛ آمد تا در دلها راهی بگشاید. و قلم، اگر صادق باشد، باید چراغ این راه شود.
گروه پارکر لطیفی ارائهدهنده انواع نوشتافزارهای لوکس از برندهای معتبر جهانی است و خدماتی مانند مشاوره و همراهی در خرید، حکاکی رایگان، کادوپیچ و خدمات پس از فروش را ارائه میدهد. فروش بهصورت حضوری در تهران (جمهوری، نادری) و آنلاین انجام میشود و ارسال به سراسر ایران امکانپذیر است. همچنین خدمات تعمیر تخصصی شامل سرویس دورهای، تعویض نوک، پولیش و تعویض قطعات برای خودنویس و رواننویس ارائه میگردد. ضمانت اصالت کالا و بررسی مشکلات و پشتیبانی پس از خرید، بخشی از تعهد ما به تجربه خرید مطمئن شماست.
| شماره تماس: 02166702832 (10 خط) |
| آدرس : خیابان جمهوری، خیابان بابی ساندز، پلاک 2 و 4 ، پارکر لطیفی |
| ساعت کار فروشگاه: 09:00 صبح لغایت 14:00 |