name
شیوه‌ی خط فارسی ( مقاله )

 

هنگام سخن گفتن برای القای بهتر معانی از تکیه ، آهنگ و تأکید استفاده می‌کنیم. رعایت این موارد به سخنور کمک می‌کند به راحتی بتواند با شنونده اش ارتباط برقرار کند. رعایت شیوه‌ی خط فارسی نیز در یک نوشته موجب گویایی ، سادگی و سهولت خواندن و نوشتن می‌شود. به کمک شیوه‌ای یک دست از دوگانگی پرهیز می‌شود.


در شیوه‌ی خط فارسی که می‌آید اصل بر چند مطلب است :


1. رعایت موازین دستور زبان فارسی


2. رعایت استقلال کلمات


3. هم‌خوانی نوشتار با گفتار


4. تبعیت واژگان بیگانه از شیوه‌ی خط فارسی


5. سهولت در خواندن و نوشتن


6. گزینش بهترین شکل نوشتاری


7. انعطاف پذیری


8. چشم نوازی و زیبایی خط


آن چه که گفته می‌شود جنبه‌ی پیشنهادی دارد و تنها قصد یک دست کردن شیوه ‌ی خط فارسی است . پس دو شکل پیشنهادی هر دو از نظر ما درست است و غلط محسوب نمی‌گردد. مثلاً هر دو شکل « نمی‌گردد » و « نمیگردد » و یا « هم فکر » و « همفکر » درست است .

 



1- رعایت استقلال کلمات
هر کلمه دارای معنی مستقلی است و در جمله نقش دستوری دارد. پس استقلال آن هنگام نوشتن باید حفظ شود. در موارد زیر بهتر است دو بخش ترکیب جدا نوشته شود :


□ کلمات مرکب:

شورایعالی  شورای عالی

دلداده دل داده
چشمپوشی چشم پوشی
سخندان سخن دان
جستجو جست و جو نگاهداشت نگاه داشت
برونگرا برون گرا
زبانشناسی زبان شناسی
تصنیفخوان تصنیف خوان
دانشپژوه دانش پژوه
رواننویس روان نویس
پنجپایه پنج پایه
خرمنکوب خرمن کوب
تکمحصولی تک محصولی
غولاسا غول آسا


توجه 1 : کلماتی که شکل ترکیبی آن ها کاملاً پذیرفته شده است، به همان شکل پیوسته نوشته می‌شوند: کتابخانه، آبرو، آبجوش
توجه 2 : هرگاه جزء دوم کلمه‌ی مرکب با «آ» آغاز شود کلمه پیوسته نوشته
می‌شود. و مد از الف حذف می‌گردد.

پیش آهنگ پیشاهنگ
شب آهنگ شباهنگ
هم آیش همایش


□ ترکیب های عربی پر کاربرد در فارسی:
عنقریب عن قریب
معهذا مع هذا
انشاءالله ان شاءالله
منجمله من جمله
علیحده علی حده
معذلک مع ذلک


□ «را» نشانه‌ی مفعول
آنرا آن را
کتابرا کتاب را
کرا که را
ترا تو را
توجه: «چرا» و «زیرا» به صورت پیوسته نوشته می‌شوند.


□ «ها» نشانه‌ی جمع :
کتابها کتاب ها
آنها آن ها
قلمها قلم ها
ایرانیها ایرانی ها


□ که:
آنکه آن که
چنانکه چنان که
همینکه همین که
اینستکه این است که
توجه: «بلکه» پیوسته نوشته می‌شود.


□ «می» نشانه‌ی استمرار یا نشانه‌ی اخباری بودن فعل:
میبرد می برد
میروم می روم
میشنود می شنود
میگذرد می گذرد

□ تر و ترین:
آسانتر آسان تر
مهربانتر مهربان تر
کوچکتر کوچک تر
خوبتر خوب تر


□ این و آن:
آنگاه آن گاه
آنسو آن سو
اینگونه این گونه
اینطور این طور
ازینرو از این رو
اینجانب این جانب


□ هم:
همکلاس هم کلاس
همشاگردی هم شاگردی
همسال هم سال
همبازی هم بازی


توجه: چون «هم» در کلمات همسر، همسایه، همشیره و .....با جزء دوم خود آمیختگی معنایی پیدا کرده است پیوسته نوشته می‌شود.


□ چه :
آنچه آن چه
چقدر چه قدر
چطور چه طور
چکاره چه کاره
توجه: «چرا» و «چگونه» استثنا هستند


□ بی:
بیحال بی حال
بیچون و چرا بی چون و چرا
بیکس بی کس
بیآزار بی آزار
بیکار بی کار


توجه: کلمات بیمار، بیدار، بیدخت، بیهوده و....پیوسته نوشته می‌شود؛ زیرا جزء دوم آن ها معنی مستقلی ندارد.


□ ای :
ایخدا ای خدا
ایکاش ای کاش


□ یک:
یکطرفه یک طرفه
یکجا یک جا


□ «ب» صفت ساز و قید ساز:
بنام به نام
بویژه به ویژه
براحتی به راحتی
بسزا به سزا


□ «ب» حرف اضافه:
بعکس به عکس
لابلا لا به دلا
باو به او
دربدر در به در


توجه: 1: «ب» در آغاز بعضی ترکیب های عربی جزء کلمه‌ی عربی است و پیوسته نوشته می‌شود: به غیر بغیر
به لا تکلیف بلاتکلیف
به لا فصل بلافصل


توجه 2: «ب» پیشوندی همواره به فعل می پیوندد:
به بینم ببینم
به رفت برفت
به ساز و به فروش بساز و بفروش
«بـ» «نـ» «می» وقتی بر سر فعلی می‌آید که با «آ» آغاز می‌شود، مد از الف حذف می‌شود و به جای آن «ی» می‌آید
آید بآید بیاید
آسا مآسا میاسا
آمد نامد نیامد

 


2. «ها» ی بیان حرکت


□ «ه» بیان حرکت («ها» ی غیر ملفوظ) به جزء بعد نمی پیوندد:
علاقمند علاقه مند گلمند گله مند
جامها جامه ها گلدار گله دار
سایدار سایه دار یونجزار یونجه زار
بهرمند بهره مند لالگون لاله گون


□ کلماتی که به «ـه» بیان حرکت ختم می‌شوند، در صورتی که با «ان» جمع بسته شوند یا «ی» مصدری بگیرند «ـه» را از دست می دهند و با «گان» جمع بسته
می‌شوند و با «گی» حالت مصدری یا نسبت پیدا می‌کنند و پیوسته نوشته
می‌شوند.
تشنه گی تشنگی
شرکت کننده گان شرکت کنندگان
طلبه گی طلبگی
طلایه گان طلایگان
نخبه گان نخبگان
دیده گان دیدگان
شنوندگان شنوندگان


توجه: این قاعده شامل «ه» ملفوظ نمی‌شود. کلمه هایی که به «هـ» ملفوظ ختم می‌شوند، به جزء دوم خود می پیوندند:
مه وش مهوش
ده گان دهگان
مه شید مهشید
به داشت بهداشت
زه تاب زهتاب
به تاب بهتاب
که تر کهتر
شه پر شهپر
ره بر رهبر
که ربا کهربا
مه سا مهسا
مهتاب مهتاب

□ «ی» نکره یا وحدت پس از «ها» بیان حرکت به «ای» بدل می‌شود:
دسته یی دسته ای
خانه یی خانه ای
آزاده یی آزاده ای
روزنامه یی روزنامه ای


3- «ه»


□ «ه» منقوط که در پایان برخی کلمات عربی وجود دارد، در فارسی به «ت» بدل
می‌شود:
رحمه رحمت
زکاه زکات
نعمه نعمت
صلاه صلات
نصره نصرت
حشمه حشمت


توجه: «ه» در آخر برخی کلمات به همان شکل باقی می ماند
دایرهالمعارف، عاقبهالامر و.......
گاه به صورت « ـه، ه» نوشته می‌شود: علاقه، معاوضه، خیمه، معاینه، اشاره و......


4- پسوندها


□ پسوندهای فارسی پیوسته نوشته می‌شوند:
گل زار گلزار
تنگ نا تنگنا
نمک دان نمکدان
ستم کار ستمکار
گرم سیر گرمسیر
سوگ وار سوگوار


5- ضمایر ملکی ( ـــَ م، ــَ ت، ــَ ش، ــِ مان، ــٍ تان، ـــٍ شان)


□ این ضمایر پیوسته نوشته می‌شوند:
صدای مان صدایمان
دست تان دستتان
عموی ام عمویم
صندلی مان صندلیمان


توجه: این ضمایر اگر پس از کلماتی درآیند که به «ه» ی بیان حرکت(= جامه)، مصوت ُ (= تابلو)، مصوت ی (=بارانی) ختم می‌شوند، به صورت ام، ات، اش، مان، تان، شان، به کار می روند: جامه م جامه ام
تابلوت تابلوات
بارانیش بارانی اش


6- فعل های اسنادی (ام، ای، است، ایم، اید، اند)
□ این افعال در صورتی به کلمات قبل از خود می چسبند که این کلمه ها به صورت صامت ختم شده باشند:
خوشحال ام خوشحالم
پاک اید پاکید
خشنودایم خوشنودیم
توجه: افعال ربطی پس از کلماتی که به «ـه» بیان حرکت و «ی» ختم می‌شوند، به صورت جدا نوشته می‌شوند:
فرزانهام فرزانه ام
ایرانیاید ایرانی اید

 


7- همزه


□ هرگاه «بـ، مـ، نـ » بر سر افعال همزه دار درآید، همزه در کتابت به «یـ » تبدیل می‌شود:
بـ + انداخت بانداخت بینداخت
مـ + انداز مانداز مینداز
نـ + اندوز ناندوز نیندوز
بـ + افراشت بافراشت بیفراشت
بیفکند، میفکن، نیفتاد، نینداخت، بیندوز و......
توجه: هرگاه فعل با «اِ» یا «ای» آغاز گردد، این حروف پیوسته نوشته می‌شوند:
ایستاد بایستاد


□ همزه‌ی پایان برخی کلمات عربی در فارسی حذف می‌شود:
انشاء انشا
املاء املا
ابتداء ابتدا
و انتها، صحرا، اعضا، رجا، شعرا، فضلا، بیضا و . . .


توجه 1: این گونه کلمات هرگاه مضاعف و موصوف واقع شوند، به جای کسره‌ی اضافه به آن ها «ی» اضافه می‌کنیم:
ابتداء کار ابتدای کار
انشاء روان انشای روان
و اعضای بدن، شعرای نامدار، فضلای ایران، اقتضای حال، انتهای راه و . . .


توجه 2: این گونه کلمات هرگاه مضاف و موصوف واقع شوند، به جای کسره‌ی اضافه به آن ها «ی» اضافه می‌شود:
ابتدائی ابتدایی
شعرائی شعرایی


توجه 3. همزه‌ی برخی کلمات اصلی است و نباید حذف شود:

جزء، رأس، سوء،


□ همزه معمولاً در زبان فارسی برای سهولت تلفظ به «ی» بدل می‌شود:
شائق شایق
زائد زاید
دائره دایره
و دایم، فواید، عجایب، دلایل، علایم، ملایک، معایب و......
توجه: برخی از همزه ها با شکل اصلی خود به کار می روند مثل: قرائت، قائم، رئیس، جزئی، صائب و........


□ همزه‌ی کلمات بیگانه روی کرسی «ئـ» نوشته می‌شود:
زئوس، پنگوئن، ژوئن، ئوفیزیک، کاکائو، لائوس، ناپلئون، لئونارد، سوئد، رافائل، سوئز، کافئین، بمبئی، تیروئید، تئاتر، رئالیست و.......


□ همزه‌ی ماقبل مفتوح «ــــَـــ» در وسط یا پایان کلمه روی کرسی «ا» نوشته
می‌شود: رأس، مأخذ، تأثیر، ملجأ، تألیف، رأفت، یأس و.......


□ همزه‌ی ماقبل مضموم «ــــُـ» روی کرسی «و» نوشته می‌شود:
مؤمن، رؤیا، مؤدب، فؤاد، رؤسا، مؤاخذ و......


□ همزه‌ی ماقبل مکسور «ــــٍــ» روی کرسی «یـ» نوشته می‌شود:
تبرئه، سیئه، تخطئه، توطئه، بئر، لئام و.......

 


8- نشانه ها(کسره‌ی اضافه، تنوین، تشدید، مد)


□ «ی» نشانه‌ی اضافه بر روی «ه» بیان حرکت معمولاً با «ء» بالای «ـه» نشان داده می‌شود که به آن «ی» میانجی کوچک می گویند و چون ممکن است علامت با همزه اشتباه شود، می توان به جای آن از «ی» میانجی بزرگ استفاده کرد:
پارچه نخی پارچه‌ی نخی
پوشه سبز پوشه‌ی سبز
کاسه آش کاسه‌ی آش
نامه دوستان نامه‌ی دوستان


□ نشانه‌ی اضافه «کسره» در حکم یک حرف مستقل است و باید به دنبال موصوف و مضاف قرار گیرد. در این صورت، خواندن آسانتر خواهد شد:
کتابِ محمد، درسِ ادبیات، گلِ زیبا


□ کلمات مختوم به مصوت کوتاه «ــُــ» (دو، تو، رادیو) و مختوم به مصوت مرکب «او» (جلو، نو) وقتی مضاف واقع می‌شوند«ی» به آن ها افزوده می‌گردد:
دوِ ماراتن دوی ماراتن
جلوِ خانه جلوی خانه
پیاده رو خیابان پیاده روی خیابان


□ از نشانه های تنوین و تشدید معمولاً براساس ضرورت استفاده می‌شود:
بنّا، نجّار، شدّت، حتماً، نسبتاً، شفاهاً


توجه: تنوین مخصوص کلمات عربی است بنابراین کاربرد آن با کلمات فارسی درست نیست: تلفناً، زباناً
علامت تنوین نصب روی حرف «الف» گذاشته می‌شود: عمداً، حقیقتاً


9- الف مقصوره/ اسامی خاص


□ الف مقصوره در پایان کلمات به صورت «ا» در می‌آید: اعلا، کسرا، کبرا، تقوا
کلمات (عیسی، حتّی، یحیی، مرتضی، الی) از این قاعده مستثنا هستند. این گونه کلمات وقتی مضاف واقع شوند یا «ی» حاصل مصدر و نکره و نسبت بگیرند «ی» به «الف» تبدیل می‌شود:
عیسی مسیح عیسای مسیح
موسی کلیم موسای کلیم
«ی» نسبت در همه‌ی کلمات مختوم به الف مقصوره یکسان نیست:
عیسی + یی عیسوی
موسی + یی موسوی


□کلمات رحمان، هارون، اسماعیل و......به همین شکل نوشته می‌شوند.


□ کلمه های داوود، طاووس، کاووس، سیاووش و مانند آن به همین شکل با دو واو نوشته می‌شوند.

----------

برگرفته از : کتاب «  زبان و ادبیات فارسی (عمومی)  » اثر «  حسن ذوالفقاری »

backtopage

© تمامی حقوق برای گروه پارکر لطیفی محفوظ است. طراحی شده توسط طراحی سایت داتک