name
جنگ فقر و غنا

آه، چه کیفی دارد
بر پتوی زبر و خشن خوابیدن
جای تخت‏های نرم بالاشهری،
و مارگارین به جای کره خوردن
با نانی به خشکی نان بلوط
اما،
دلی خوش در سینه پنهان داشتن!
به آن‏ها که فکر می‏کنند
ثروتشان از شیر مادر حلال‏تر است
بگو
هیچ ثروت بر هم انباشته‏ای
حلال نیست!
حتی اگر وقف بیچاره‏گان شود!
دست‏هایشان می‏لرزد،
وقتی وصیت‏نامه‏هایشان را
با خودنویس پارکر
می‏نویسند
و به مرگ می‏اندیشند!
شیخ صنعان شده‏اند
و اموالشان را به باد می‏دهند
و آبروهایشان را
بر قالیچه ابلیس می‏نشانند و
پرواز می‏دهند!
از آتش وجدانشان
صورت‏هاشان سرخ گردیده
و فکر می‏کنند
عمری را به راه حق رفته‏اند و ناگاه
به کژراهه درافتاده‏اند
اما ابلیس نیز می‏داند
که همه عمر را
به راه او قدم نهاده‏اند
بی‏اختیار یا با اختیار
نمی‏دانم!
شیوخ صنعان،
جنایت پیشه‏گان پیش‏اند،
که جنایت دیگری در پیش دارند!
نه خوبان به پلیدی در افتاده،
بل،
پلیدان پلیدتر شده!
غافلانی که
غفلت دیگری را
آغازیده‏اند!
بیابان در پیش است
اما پیش از بیابان
بیابان بوده است!
پا که گذاشتی
به جنگ تاریخی فقر و غنا
بسیار خواهندت گفت
که شکر خورده‏ای!
اما بر سیگارت پک محکمی بزن
تا تمام اراجیف را
با یک آه حسابی
فراموش کنی!
سفر به کوه‏پایه شقایق‏های پرپر
به خیر!

---

علیرضا کریمی

14/7/1386

backtopage

© تمامی حقوق برای گروه پارکر لطیفی محفوظ است. طراحی شده توسط طراحی سایت داتک